
مادر جان ، تو تنها ستاره ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی . ستاره ای نیلی به رنگ جراحت آسمان .
مادر جان ، همه ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین های باغ بهشت، ذره ای از غبار خشت خانه ات هستند .
مادرجان ، ما اسیر عنایت تو هستیم و مسکین و محتاج شفاعتت . اینک «یتیم» هجران توییم .
مادر جان ، ما خاک پای یوسف گمگشته ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند. و چه انتظار سختی .
مادر جان ، شما هم مثل ما برای ظهور آن نور دعا کن .
مادر جان ، ای ریشه چادرت مرا دست آویز ، دستم گیر .
نظرات شما عزیزان:
:: موضوعات مرتبط:
<-CategoryName->
:: برچسبها:
<-TagName->